نثر · شماره 32
و گفت: ابلیس کشتۀ خداوند است جوانمردی نبود کشته خداوند خویش را سنگ انداختن.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 29
و گفت: خدای را خدا جوید خدای یابد خدای را خدای داند و گفت: اگر خدای یک ذره بعرش نزدیکتر بودی از آنکه بثری خدای را نشایستی.
# - 30
و گفت: من با اهل سعادت برسول صحبت کنم و با اهل شقاوت به خدا.
# - 31
و گفت: از شما در نخواهم ادب بیهوده، مادری بود که از فرزند شیر خواره ادب در خواهد؟ از شما ادب آن در خواهد که با شما به نصیب خویش زندگانی کند.
# - 32
و گفت: ابلیس کشتۀ خداوند است جوانمردی نبود کشته خداوند خویش را سنگ انداختن.
انتخابشده - 33
و گفت: فردا حساب قیامت کند در دست من کند بیند که چه کند همه را در پیش کنم و ابلیس را مقام سازم و لیکن نکند.
# - 34
و گفت: هرگز کس مرا ندیده و هرکه مرا بینداز من صفت خویش بیند.
# - 35
و گفت: یک سجده که بر من براند بهستی خویش و نیستی من بر من گرامی تر از هرچه آفرید و آفریند.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 32 از «ذکر شیخ ابوالعباس قصاب رحمهالله علیه» است.