نثر · شماره 34
و گفت: هرگز کس مرا ندیده و هرکه مرا بینداز من صفت خویش بیند.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 31
و گفت: از شما در نخواهم ادب بیهوده، مادری بود که از فرزند شیر خواره ادب در خواهد؟ از شما ادب آن در خواهد که با شما به نصیب خویش زندگانی کند.
# - 32
و گفت: ابلیس کشتۀ خداوند است جوانمردی نبود کشته خداوند خویش را سنگ انداختن.
# - 33
و گفت: فردا حساب قیامت کند در دست من کند بیند که چه کند همه را در پیش کنم و ابلیس را مقام سازم و لیکن نکند.
# - 34
و گفت: هرگز کس مرا ندیده و هرکه مرا بینداز من صفت خویش بیند.
انتخابشده - 35
و گفت: یک سجده که بر من براند بهستی خویش و نیستی من بر من گرامی تر از هرچه آفرید و آفریند.
# - 36
و گفت: من فخر آدم وقرهالعین مصطفی ام آدم فخر کند که گوید این ذریت منست پیغامبر را چشم روشن گردد که گوید این از امت منست.
# - 37
و گفت: وطای من بزرگست ازو باز نگردم تا از محمد تا در تحت وطای من نیارد این آن معنی است که شیخ بایزید گفته است لوائی اعظم من لواء محمد و شرح این در پیش داده ایم.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 34 از «ذکر شیخ ابوالعباس قصاب رحمهالله علیه» است.