نثر · شماره 151
و گفت: در همه جهان زنده ما را دید و آن بایزید بود.
شاعرعطاردر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 148
و گفت: پدرم و مادرم از فرزند آدم بود اینجا که منم نه آدم است و نه فرزندان جوانمردی راستی با خدایست و بس.
# - 149
و گفت: به قفا باز خفته بودم از گوشۀ عرش چیزی قطره قطره می چکید بدهانم و در باطنم حلاوت پدید می آمد.
# - 150
و گفت: بخواب دیدم من وبایزید و اویس قرنی در یک کفن بودیمی.
# - 151
و گفت: در همه جهان زنده ما را دید و آن بایزید بود.
انتخابشده - 152
نقلست که روزی این آیت را همی خواند قوله تعالی ان بطش ربک لشدید گفت: بطش من سختر از بطش اوست که او عالم و اهل عالم را گیرد و من دامن کبریائی او گیرم.
# - 153
و گفت: چیزی بر دلم نشان شد از عشق که در همه عالم کس را محرم آن نیافتم که باوی بگویم.
# - 154
و گفت: فردا خدای تعالی گوید به من هرچه خواهی بخواه گویم بار خدایا عالم تری گوید همت تو ترا بدادم جز آن حاجت خواه گویم الهی آن جماعت خواهم که دروقت من بودند و از پس من تا به قیامت به زیارت من آمدند ونام من شنیدند ونشنیدند از حق تعالی ندا آید که در دار دنیا آن کردی که ما گفتیم ما نیز آن کنیم که تو خواهی.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 151 از «ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی» است.