سطر مستقل · شماره 122
فریاد کشیدم: «رکسانا!»
شاعراحمد شاملواثررکسانا
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 119
و در انعکاس نور زردی که به مخمل سرخ شنل من می تافت، چهره یی آشنا به چشمانم سایه زد.
# - 120
و خیزاب ها، کنار قایق بی قرار بی آرام در تب سرد خود می سوختند.
# - 121
# - 122
فریاد کشیدم: «رکسانا!»
انتخابشده - 123
# - 124
اما او در آرامش خود آسایش نداشت
# - 125
و غریو من به مانند نفسی که در توده های عظیم دود دمند، چهره ی او را برآشفت.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 122 از «رکسانا» است.