سطر مستقل · شماره 4
و این خود به تب سنگین خاک ماننده بود که لیموی نارس از آن بهره می برد
شاعراحمد شاملواثرمیلاد
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
نفس کوچک باد بود و حریر نازک مهتاب بود و فواره و باغ بود
# - 2
و شب نیمه ی چارمین بود که عروس تازه به باغ مهتاب زده فرود آمد از سرا گامزنان
# - 3
اندیشناک از حرارتی تازه که در رگ های کبود پستانش می گذشت
# - 4
و این خود به تب سنگین خاک ماننده بود که لیموی نارس از آن بهره می برد
انتخابشده - 5
و در چشم هایش که به سبزه و مهتاب می نگریست نگاه شرم بود
# - 6
از احساس عطشی نوشناخت که در تنش می سوخت
# - 7
و این خود عطشی سیری ناپذیر بود چونان ناسیرابی جاودانه ی علف،
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 4 از «میلاد» است.