سطر مستقل · شماره 4
هشیاری ام شب را نشکافت، روشنی ام روشن نکرد:
شاعرسهراب سپهریاثرآوای گیاه
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
از شب ریشه سر چشمه گرفتم ، و به گرداب آفتاب ریختم.
# - 2
بی پروا بودم : دریچه ام را به سنگ گشودم.
# - 3
مغاک جنبش را زیستم.
# - 4
هشیاری ام شب را نشکافت، روشنی ام روشن نکرد:
انتخابشده - 5
من ترا زیستم، شتاب دور دست!
# - 6
رها کردم، تا ریزش نور ، شب را بر رفتارم بلغزاند.
# - 7
بیداری ام سر بسته ماند : من خابگرد راه تماشا بودم.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 4 از «آوای گیاه» است.