مصرع دوم · شماره 12
با دست هایی آشنا در من به کار قفل بستن بود
شاعرمحمدعلی بهمنیقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 9
او منتظر تا من بگویم گفتنی های مگویم را
# - 10
من منتظر تا او بگوید، وقت اما وقت رفتن بود
# - 11
گفتم که لب وا می کنم با خویشتن گفتم ولی بغضی
# - 12
با دست هایی آشنا در من به کار قفل بستن بود
انتخابشده - 13
او خیره بر من، من به او خیره اجاق نیمه جان دیگر
# - 14
گرمایش از تن رفته و خاکسترش در حال مردن بود
# - 15
گفتم: خداحافظ کسی پاسخ نداد و آسمان یکسر
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 12 از «اما من آن مورم که همواره به دنبال رسیدن بود» است.