مصرع نخست · شماره 15
منم منم به خدا، اینکه در لباس نسیم، برای بردن تو باز می کند آغوش،
شاعرفریدون مشیریاثرفردای ما
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 12
تویی تویی به خدا، جان و عمر و هستی من؛ بیا که جان به لب اینجا در انتظار توام،
# - 13
منم منم به خدا، این منم که در همه حال، چو طفل گم شده مادر به جستجوی توام!
# - 14
منم که سوخته بال و پرم در آتش عشق؛ «در آن نفس بمیرم که در آرزوی تو ام»
# - 15
منم منم به خدا، اینکه در لباس نسیم، برای بردن تو باز می کند آغوش،
انتخابشده - 16
من آن ستاره صبحم که دیدگان تو را، به خواب تا نسپارم، نمی شوم خاموش
# - 17
منم منم به خدا، که شب همه شب، به بام قصر تو پا می نهم به بیم و امید
# - 18
اگر ز شوق بمیرد دلم، چه جای غم است؛ در این میانه فقط روی دوست باید دید
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 15 از «فردای ما» است.