مصرع دوم · شماره 18
اگر ز شوق بمیرد دلم، چه جای غم است؛ در این میانه فقط روی دوست باید دید
شاعرفریدون مشیریاثرفردای ما
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 15
منم منم به خدا، اینکه در لباس نسیم، برای بردن تو باز می کند آغوش،
# - 16
من آن ستاره صبحم که دیدگان تو را، به خواب تا نسپارم، نمی شوم خاموش
# - 17
منم منم به خدا، که شب همه شب، به بام قصر تو پا می نهم به بیم و امید
# - 18
اگر ز شوق بمیرد دلم، چه جای غم است؛ در این میانه فقط روی دوست باید دید
انتخابشده - 19
منم منم به خدا، سایه تو نیست منم؛ نگاه کن، منم ای گل، که با تو همراهم!
# - 20
منم که گرد تو پر می زنم چو مرغ خیال، ز درد عشق تو تا ماه می رود آهم،
# - 21
منم منم به خدا، این منم که سینه کوه؛ به تنگ آمده از اشک و آه و زاری من
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 18 از «فردای ما» است.