مصرع دوم · شماره 12
مست از شراب وصل در آغوش یکدیگر؛ تن ها به هم فشرده و آرام خفته اند
شاعرفریدون مشیریقالبغزل
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 9
امشب در این دیار بهشتی به کام دل، شاعر نهاده لب به لب ماه طلعتی
# - 10
هر گوشه اختران کشیده به تماشا سر، بزم محبت است و بهشتی حکایتی
# - 11
لب تشنگان عشق، پس از سال ها فراق؛ در گوش جان حکایت ناگفته گفته اند
# - 12
مست از شراب وصل در آغوش یکدیگر؛ تن ها به هم فشرده و آرام خفته اند
انتخابشده - 13
شب تا سحر شکوفه و گلبرگ ارغوان، از شاخه ها به روی تن آن دو یار ریخت
# - 14
گاهی نسیم زمزمه می کرد و می شتافت؛ گاهی سکوت همهمه می کرد و می گریخت
# - 15
کم کم ستاره ی سحر از دور جلوه کرد،آفاق را نسیم سحر زیر بال و پر گرفت
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 12 از «راز(غزل شاعر)» است.