مصرع نخست · شماره 3
او بود و عشق بود و صفا بود و آرزو، می ریخت گویی از در و دیوار بوی عشق
شاعرفریدون مشیریاثراشک شوق
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
باور نداشتم که در آن تنگنای غم، رحم آورد به زاری و عجز و نیاز من
# - 2
ناگاه، چون فرشته رحمت فرا رسد، در رنج چاره سوز، شود چاره ساز من
# - 3
او بود و عشق بود و صفا بود و آرزو، می ریخت گویی از در و دیوار بوی عشق
انتخابشده - 4
حرف وفا به دیده و صد راز در نگاه؛ شیرین بود ز راه نظر گفت وگوی عشق
# - 5
در چشم دلفریبش، غوغای شوق بود، غوغای شوق بود و جوانی و آرزو
# - 6
رویای زندگانی جاوید، جلوه داشت، در پرتو تبسم آن ماه لاله رو
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 3 از «اشک شوق» است.