مصرع نخست · شماره 3
رفته بودی و رفته بود از دست، عشق و امید زندگانی من
شاعرفریدون مشیریاثرآتش
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
کاروان رفته بود و دیده من، همچنان خیره مانده بود به راه
# - 2
خنده می زد به درد و رنجم اشک، شعله می زد به تار و پودم آه!
# - 3
رفته بودی و رفته بود از دست، عشق و امید زندگانی من
انتخابشده - 4
رفته بودی و مانده بود به جا، شمع افسرده جوانی من
# - 5
شعله سینه سوز تنهایی، باز چنگال جانخراش گشود!
# - 6
دل من در لهیب این آتش، تا رمق داشت دست و پا زده بود
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 3 از «آتش» است.