مصرع نخست · شماره 15
کاروان رفته بود و پیکر من، در سکوتی سیاه می لرزید
شاعرفریدون مشیریاثرآتش
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 12
هر طرف جلوه کرد در نظرم؛ برگ ریزان باغ عشق و شباب
# - 13
وای بر من ، نداد گریه مجال، که زنم بوسه ای به رخسارت
# - 14
چه بگویم ، فشار غم نگذاشت، که بگویم : خدا نگهدارت!
# - 15
کاروان رفته بود و پیکر من، در سکوتی سیاه می لرزید
انتخابشده - 16
روح من تازیانه های می خورد، به گناهی که : عشق می ورزید!
# - 17
او سفر کرد و کس نمی داند، من در این خاکدان چرا ماندم؟
# - 18
آتشی بعد کاروان ماند، من همان آتشم که جا ماندم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 15 از «آتش» است.