مصرع دوم · شماره 4
دردا که بعد از آن همه امید و اشتیاق، دیر آشنا دل تو ، نشد آشنای من
شاعرفریدون مشیریاثردیدار
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 1
عمری گذشت و عشق تو از یاد من نرفت؛ دل ، همزبانی از غم تو خوب تر نداشت
# - 2
این درد جانگداز زمن روی برنتافت، وین رنج دلنواز زمن دست برنداشت
# - 3
تنها و نامراد در این سال های سخت، من بودم و نوای دل بینوای من
# - 4
دردا که بعد از آن همه امید و اشتیاق، دیر آشنا دل تو ، نشد آشنای من
انتخابشده - 5
از یاد تو کجا بگریزم که بی گمان، تا وقت مرگ دست ندارد ز دامنم
# - 6
با چشم دل به چهره خود می کنم نگاه، کاین صورت مجسم، رنج است یا منم ؟
# - 7
امروز این تویی که به یاد گذشته ها، در چشم رنجدیده من می کنی نگاه
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 4 از «دیدار» است.