مصرع دوم · شماره 14
نه چون من، های و هوی شاعری داشت ولی، شعر مجسم: چشم او بود!
شاعرفریدون مشیریاثرلال
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 11
اگر احساس می گنجید در شعر، به جز خاکستر از دفتر نمی ماند!
# - 12
وگر الهام می جوشید با حرف؛ زبان از ناتوانی در نمی ماند.
# - 13
شبی، همراه این اندوه جانکاه، مرا با شوخ چشمی گفتگو بود.
# - 14
نه چون من، های و هوی شاعری داشت ولی، شعر مجسم: چشم او بود!
انتخابشده - 15
به هر لبخند، یک «حافظ» غزل داشت. به هر گفتار، یک «سعدی» سخن بود.
# - 16
من از آن شب خموشی پیشه کردم، که شعر او، خدای شعر من بود!
# - 17
ز تحسینم خدا را، لب فرو بند. نه شعر است این، بسوزان دفترم را
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 14 از «لال» است.