مصرع نخست · شماره 13خون من ریخت به افسونگری و قاتل جان شدشاعرسایهاثرقصه ی دردقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.10حیف من بلبل خوش خوان که همه خار تو خوردم#11تو غزالم نشدی رام که شعر خوشت آرم#12غزلم قصه ی در دست که پرورده ی دردم#13خون من ریخت به افسونگری و قاتل جان شدانتخابشده14سایه آن را که طبیب دل بیمار شمردم#دربارهٔ این سطرسطر شماره 13 از «قصه ی درد» است.سطر پیشینغزلم قصه ی در دست که پرورده ی دردم→سطر بعدیسایه آن را که طبیب دل بیمار شمردم←