مصرع نخست · شماره 5وقت آن آمد که ساغر پر کنیم از خون دلشاعرسایهاثرناز و نوشقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.2صد بهارم نقش زد بر پرده ی گل پوش چشم#3مردم بیگانه را یارای دیدار تو نیست#4خفته ای چون روشنایی گرچه در آغوش چشم#5وقت آن آمد که ساغر پر کنیم از خون دلانتخابشده6کز می لعلت تهی شد جام حسرت نوش چشم#7چشم و دل، نادیده، بر آن حسم پنهان عاشق اند#8آفرین بر بینش دل، آفرین بر هوش چشم#دربارهٔ این سطرسطر شماره 5 از «ناز و نوش» است.سطر پیشینخفته ای چون روشنایی گرچه در آغوش چشم→سطر بعدیکز می لعلت تهی شد جام حسرت نوش چشم←