مصرع دوم · شماره 6کز می لعلت تهی شد جام حسرت نوش چشمشاعرسایهاثرناز و نوشقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.3مردم بیگانه را یارای دیدار تو نیست#4خفته ای چون روشنایی گرچه در آغوش چشم#5وقت آن آمد که ساغر پر کنیم از خون دل#6کز می لعلت تهی شد جام حسرت نوش چشمانتخابشده7چشم و دل، نادیده، بر آن حسم پنهان عاشق اند#8آفرین بر بینش دل، آفرین بر هوش چشم#9آتش رخساره روشن کن شبی، ای برق عشق#دربارهٔ این سطرسطر شماره 6 از «ناز و نوش» است.سطر پیشینوقت آن آمد که ساغر پر کنیم از خون دل→سطر بعدیچشم و دل، نادیده، بر آن حسم پنهان عاشق اند←