مصرع نخست · شماره 13ز تشنه کامی خود آب می خورد دل منشاعرسایهاثرلذت دریاقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.10کدام سلسله دیدی که بی قرارش نیست#11سوار من که ازل تا ابد گذرگه اوست#12سری نماند که بر خاک رهگذارش نیست#13ز تشنه کامی خود آب می خورد دل منانتخابشده14کویر سوخته جان منت بهارش نیست#15عروس طبع من ای سایه هر چه دل ببرد#16هنوز دلیری شعر شهریارش نیست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 13 از «لذت دریا» است.سطر پیشینسری نماند که بر خاک رهگذارش نیست→سطر بعدیکویر سوخته جان منت بهارش نیست←