مصرع نخست · شماره 3در دست این خمار غمم هیچ چاره نیستشاعرسایهاثرانتظارقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1باز آی دلبرا که دلم بی قرار توست#2وین جان بر لب آمده در انتظار توست#3در دست این خمار غمم هیچ چاره نیستانتخابشده4جز باده ای که در قدح غمگسار توست#5ساقی به دست باش که این مست می پرست#6چون خم ز پا نشست و هنوزش خمار توست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 3 از «انتظار» است.سطر پیشینوین جان بر لب آمده در انتظار توست→سطر بعدیجز باده ای که در قدح غمگسار توست←