مصرع دوم · شماره 8که هر نفس ز سینه اش سمندری در آمدیشاعرسایهاثرسماع سردقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.5سماع سرد بی غمان خمار ما نمی برد#6به سان شعله کاشکی قلندری در آمدی#7خوشا هوای آن حریف و آه آتشین او#8که هر نفس ز سینه اش سمندری در آمدیانتخابشده9یکی نبود ازین میان که تیر بر هدف زند#10دریغ اگر کمان کشی دلاوری در آمدی#11اگر به قصد خون من نبود دست غم چرا#دربارهٔ این سطرسطر شماره 8 از «سماع سرد» است.سطر پیشینخوشا هوای آن حریف و آه آتشین او→سطر بعدییکی نبود ازین میان که تیر بر هدف زند←