مصرع نخست · شماره 15سرو شکسته نقش دل ما بر آب زدشاعرسایهاثرغروب چمنقالبغزلدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.12با خامشان غمزده ی انجمن بگو#13زان مژده گو که صد گل سوری به سینه داشت#14وین موج خون که می زندش در دهن بگو#15سرو شکسته نقش دل ما بر آب زدانتخابشده16این ماجرا به آینه ی دل شکن بگو#17آن سرخ و سبز سایه بنفش و کبود شد#18سرو سیاه من ز غروب چمن بگو#دربارهٔ این سطرسطر شماره 15 از «غروب چمن» است.سطر پیشینوین موج خون که می زندش در دهن بگو→سطر بعدیاین ماجرا به آینه ی دل شکن بگو←