سطر مستقل · شماره 16 پیری حکایت گوستشاعرسایهاثرآواز غمقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.13 او با صدای گریه اش غمناک می خواند#14 رودی ست بی آغاز و بی انجام#15 با های های گریه اش در بی کران دشت می راند#16 پیری حکایت گوستانتخابشده17کز کودکی با خود مرا می برد#18در باغ های مردمی گریان#19 اما چه باغی ؟ دوزخی کانجا#دربارهٔ این سطرسطر شماره 16 از «آواز غم» است.سطر پیشینبا های های گریه اش در بی کران دشت می راند→سطر بعدیکز کودکی با خود مرا می برد←