مصرع نخست · شماره 5بستم ز سخن لب و فرا دادم گوششاعرکارواثرسکوتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.2فریاد بکش، که زندگی رفت به گور#3گفتا که خموش! تا که زندانی زور#4بهتر شنود، ندای تاریخ ز دور#5بستم ز سخن لب و فرا دادم گوشانتخابشده6دیدم که ز بیکران، دردی خاموش#7فریاد زمان، رمیده در قلب سروش#8کای ژنده بتن، مردن کاشانه به دوش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 5 از «سکوت» است.سطر پیشینبهتر شنود، ندای تاریخ ز دور→سطر بعدیدیدم که ز بیکران، دردی خاموش←