مصرع دوم · شماره 6دیدم که ز بیکران، دردی خاموششاعرکارواثرسکوتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.3گفتا که خموش! تا که زندانی زور#4بهتر شنود، ندای تاریخ ز دور#5بستم ز سخن لب و فرا دادم گوش#6دیدم که ز بیکران، دردی خاموشانتخابشده7فریاد زمان، رمیده در قلب سروش#8کای ژنده بتن، مردن کاشانه به دوش#9بس بود هر آنچه زور بی مسلک پست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 6 از «سکوت» است.سطر پیشینبستم ز سخن لب و فرا دادم گوش→سطر بعدیفریاد زمان، رمیده در قلب سروش←