نثر · شماره 68
باریک ظریف و متناسب ، همه آنها مافوق مظهر عشق و فکر و زیبائی او بود . باضافه این دختر با او حرف نمیزد
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 65
پسته ای او زیر پرتو کبود رنگ نورافکن این مجسمه را بطرز غریبی در نظر او جلوه داد . بطوریکه بی اختیار
# - 66
ایستاد ، خشکش زد و مات و مبهوت به ب حر آن رفت . این مجسمه نبود ، یک زن ، نه بهتر از زن یک فرشته بود
# - 67
که باو لبخند می زد . آن چشمهای کبود تیره ، لبخند نجیب دلربا، لبخندی که تصورش را نمیتوانست بکند ، اندام
# - 68
باریک ظریف و متناسب ، همه آنها مافوق مظهر عشق و فکر و زیبائی او بود . باضافه این دختر با او حرف نمیزد
انتخابشده - 69
، مجبور نبود با او بحیله و دروغ اظهار عشق و علاقه بکند ، مجبور نبود برایش دوندگی بکند ، حسادت بورزد ،
# - 70
همیشه خاموش ، همیشه به یک حالت قشنگ ، منتهای فکر و آمال او را مجسم می کرد . نه خوراک میخواست و نه
# - 71
پوشاک، نه بهانه میگرفت و نه ناخوش میشد و نه خرج داشت . همیشه راضی ، همیشه خندان ، ولی از همه اینها
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 68 از «عروسک پشت پرده» است.