کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 87

ولی نمیتوانست ازین تماشا دل بکند، دست خودش نبود ، از خیال رفتن به کازینو بکلی چشم پوشیده و به نظرش

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 84

    یک ورقه مقوائی پائین پای مجسمه گذاشته بودند ، رویش نوشته بود ۳۵۰ فرانک . آیا ممکن بود این مجسمه را

    #
  2. 85

    به سیصد و پنجاه فرانک به او بدهند؟ او حاضر بود هر چه دارد بده د، لباسهایش را هم بصاحب مغازه بدهد و

    #
  3. 86

    این مجسمه مال او بشود ، مدتی خیره نگاه کرد ، ناگهان این فکر برایش آمد که ممکن است او را مسخره بکنند .

    #
  4. 87

    ولی نمیتوانست ازین تماشا دل بکند، دست خودش نبود ، از خیال رفتن به کازینو بکلی چشم پوشیده و به نظرش

    انتخاب‌شده
  5. 88

    آمد که بدون این مجسمه زندگی او بیهوده بود و تنها این مجسمه نتیجه زندگی او را تجسم میداد. اگر این مجسمه

    #
  6. 89

    مال او بود ، اگر این مجسمه مال او بود ، اگر همیشه می توانست به آن نگاه بکند ! یکمرتبه ملتفت شد که پشت

    #
  7. 90

    شیشه همه اش لباس زنانه گذاشته بودند و ایستادن او در آنجا چندان تناس ب نداشت ، و پیش خودش گمان کرد

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 87 از «عروسک پشت پرده» است.