کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 95

خودش را آهسته « مغازه سیگران نمره ۱۰۲ » : مهرداد مثل شله سرخ شد بالای ، مغازه را نگاه کرد دید نوشته

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 92

    مخفیانه میآمد و این مجسمه را باو می فروخت و پولش را از او می گرفت تا مجبور نمی شد که جلو چشم مردم

    #
  2. 93

    اینکار را بکند ، آنوقت دسته ای آن شخص را می بوسید و تا زنده بود خودش را رهین منت او میدانست . از پشت

    #
  3. 94

    شیشه دقت کرد ، در مغازه دو نفر زن با هم حرف می زدند و یکی از آنها او را با دستش نشان داد . تمام صورت

    #
  4. 95

    خودش را آهسته « مغازه سیگران نمره ۱۰۲ » : مهرداد مثل شله سرخ شد بالای ، مغازه را نگاه کرد دید نوشته

    انتخاب‌شده
  5. 96

    کنار کشید ، چند قدم دور شد .

    #
  6. 97

    بدون اراده راه افتاد، قلبش می تپید ، جلو خودش را درست ن میدید . مجسمه با لبخند افسونگرش از جلو او رد

    #
  7. 98

    نیمشد و میترسید مبادا کسی پیشدستی بکند و آنرا بخرد . در تعجب بود چرا مردمان دیگر آنقدر بی اعتنا به این

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 95 از «عروسک پشت پرده» است.