نثر · شماره 118
مدتی ایستاد تا صفحه تمام شد ولی هیچ بکیفیت این ساز نمیتوانست پی ببرد . این زن کی بود و چرا آنچا رفت ؟
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 115
بود ، بی مقصد و اراده دنبال آن زن افتاد . او از کنار کلیسا در کوچه سن ژاک پیچید که کوچه باریک و ترسناکی
# - 116
بود با ساختمانهای دود زده ، و تاریک . آن زن در خانه ای داخل شد که از پنجره باز آن آهنگ رقص فکس تروت
# - 117
که در گرامافون میزدند شنیده می شد، که فاصله بفاصله با آواز سوزناک انگلیسی همان آهنگ را تکرار میکرد . او
# - 118
مدتی ایستاد تا صفحه تمام شد ولی هیچ بکیفیت این ساز نمیتوانست پی ببرد . این زن کی بود و چرا آنچا رفت ؟
انتخابشده - 119
چرادنبالش آمده بود ؟ دوباره براه افتاد . چراغهای سرخ میکده پست ، مردهای قاچاق ، صورتهای عجیب و غریب
# - 120
، قهوه خانه های کوچک و مرمومز که بفراخور این اشخاص درست شده بود یکی بعد از دیگری از جلو چشمش
# - 121
می گذشت . جلو بندر نسیم نمناک و خنکی می وزید که آغشته به بوی پرک ، بوی قطران و روغن ماهی بود .
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 118 از «عروسک پشت پرده» است.