نثر · شماره 145
- ببخشید ، مجسمه را میخواستم.
شاعرصادق هدایتقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 142
- لباس مغز پسته ای را میخواستید ؟ ما رنگهای دیگرش را هم داریم . اجازه بدهید . دو دقیقه صبر بکنید ،
# - 143
بفرمائید الان کارگر ما میپوشد به تنش ببینید . لابد برای نامزد خودتان می خواهید همین رنگ مغزپست ه ای را
# - 144
خواسته بودید ؟
# - 145
- ببخشید ، مجسمه را میخواستم.
انتخابشده - 146
- مجسمه ! چطور مجسمه ؟ مقصودتان را نمیفهمم.
# - 147
مهرداد ملتفت شد که پرسش بی جائی کرده ولی خودش را از تنگ و تا نینداخت ، فورا مثل اینکه باو الهام شد گفت
# - 148
- بله ، م جسمه را همینطور که هست با لباسش ، چون من خارجی هستم و مغازه خیاطی دارم ، این مجسمه را
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 145 از «عروسک پشت پرده» است.