نثر · شماره 162
کرد کیف بغلی خودش را درآورد ، دو اسکناس هزار فرانکی و یک پانصد فرانکی بدست صاحب مغازه داد و
شاعرصادق هدایتقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 159
ولی بدانید بطور استثناء است، چون معمو لا اثاثیه مغازه را ما به مشتری نمی فروشیم و ضمنا تذکر میدهم که
# - 160
می توانیم آنرا در صندوقی برای شما ببندیم .
# - 161
مهرداد سرخ شده بود نمی دانست در مقابل نطق مفصل و مهربان صاحب مغازه چه بگوید . به عوض جواب دست
# - 162
کرد کیف بغلی خودش را درآورد ، دو اسکناس هزار فرانکی و یک پانصد فرانکی بدست صاحب مغازه داد و
انتخابشده - 163
سیصد فرانک پس گرفت . آیا با سیصد فرانک می توانست یکماه زندگی بکند؟ چه اهمیتی داشت چون به منتها
# - 164
درجه آرزوی خودش رسیده بود !
# - 165
پنج سال بعد ازین پیش آمد مهرداد با سه چمدان که یکی از آنها خیلی بزرگ و مثل تابوت بود وارد تهران شد .
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 162 از «عروسک پشت پرده» است.