نثر · شماره 167
هم برای او نیاورد . روز سوم که گذشت مادرش او ر ا صدا زد و باو سرزنش کرد . مخصوصا گوشزد کرد در
شاعرصادق هدایتقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 164
درجه آرزوی خودش رسیده بود !
# - 165
پنج سال بعد ازین پیش آمد مهرداد با سه چمدان که یکی از آنها خیلی بزرگ و مثل تابوت بود وارد تهران شد .
# - 166
ولی چیزی که اسباب تعجب اهل خانه شد مهرداد با نامزدش درخشنده خیلی رسمی برخورد کرد و حتی سوغات
# - 167
هم برای او نیاورد . روز سوم که گذشت مادرش او ر ا صدا زد و باو سرزنش کرد . مخصوصا گوشزد کرد در
انتخابشده - 168
این مدت شش سال درخشنده بامید او در خانه مانده است . و چندین خواستگار را رد کرده و بالاخره او مجبور
# - 169
است درخشنده را بگیرد . ا ما این حرفها را مهرداد با خونسردی گوش کرد و آب پاکی را روی دست مادرش
# - 170
ریخت و جواب داد ، که من عقیده ام برگشته و تصمیم گرفته ام که هرگز زناشوئی نکنم . مادرش متاثر شد و
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 167 از «عروسک پشت پرده» است.