نثر · شماره 147
در اینوقت احمد گونه هایش گل انداخته بود، ب ه دشواری نفس می کشید، انگشتهایش میلرزید و دهنش خشک شده
شاعرصادق هدایتاثرچنگال
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 144
هان _ اما تو آنجا هم میخواهی شوهر بکنی . توی النگه مردهای پرزور، جوان و سرخ و سفید دارد . تو »
# - 145
« _ میخواهی
# - 146
« . راستی من عباس را ندیده ام »
# - 147
در اینوقت احمد گونه هایش گل انداخته بود، ب ه دشواری نفس می کشید، انگشتهایش میلرزید و دهنش خشک شده
انتخابشده - 148
بود. ربابه که ملتفت او نبود دنبال حرفش را گرفت.
# - 149
به جدم قسم اگر من زن مشدی غلام بشوم . آخر مگر نباید بگویم بله؟ .. نمی گویم _ وانگهی او پیر و زشت »
# - 150
« ؟ است. ماه سلطان گفت دو تا زن دارد، من او را نمیخواهم. با تو میایم _ حالا النگه خیلی دور است
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 147 از «چنگال» است.