نثر · شماره 149
به جدم قسم اگر من زن مشدی غلام بشوم . آخر مگر نباید بگویم بله؟ .. نمی گویم _ وانگهی او پیر و زشت »
شاعرصادق هدایتاثرچنگال
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 146
« . راستی من عباس را ندیده ام »
# - 147
در اینوقت احمد گونه هایش گل انداخته بود، ب ه دشواری نفس می کشید، انگشتهایش میلرزید و دهنش خشک شده
# - 148
بود. ربابه که ملتفت او نبود دنبال حرفش را گرفت.
# - 149
به جدم قسم اگر من زن مشدی غلام بشوم . آخر مگر نباید بگویم بله؟ .. نمی گویم _ وانگهی او پیر و زشت »
انتخابشده - 150
« ؟ است. ماه سلطان گفت دو تا زن دارد، من او را نمیخواهم. با تو میایم _ حالا النگه خیلی دور است
# - 151
«. نه، پشت کوه است. وانگهی ما با مال میرویم »
# - 152
آن کوه های کبود که از روی پشت باممان پیداست _ میدونم، رویش برف است، من یخ ماست هم بلدم _ »
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 149 از «چنگال» است.