نثر · شماره 177
دست احمد را گرفت، روی گردن خود گذاشت، و لی انگشتهای سرد احمد مثل ماری که در مجاورت گرما جان
شاعرصادق هدایتاثرچنگال
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 174
زمین گیر میشوی و نقشه فرارمان بهم میخورد.
# - 175
ربابه دوباره در رختخواب غلت زد، برگشت و گفت :
# - 176
« . امشب هوا خنک است دستت را بده بمن »
# - 177
دست احمد را گرفت، روی گردن خود گذاشت، و لی انگشتهای سرد احمد مثل ماری که در مجاورت گرما جان
انتخابشده - 178
بگیرد، بلرزه افتاد . در اینوقت جلو چشمش تاریک شده بود، تند نفس میکشید، شقیقه هایش داغ شده بود دست
# - 179
راستش را بدون اراده بلند کرد و گردن ربابه را محکم گرفت، ربابه گفت:
# - 180
« . میترسم، مرا اینجور نگاه نکن »
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 177 از «چنگال» است.