نثر · شماره 61
، من از عقب میآیم ."
شاعرصادق هدایتاثرداش آکل
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 58
ای رنگ شده بود و نصف دیگرش که زیر کلاه بود سفید مانده بود . بعد سرش را تکان داد ، چپق دسته خاتم
# - 59
خودش را در آورد ، بآهستگی سر آنرا توتون ریخت و با شستش دور آنرا جمع کرد ، آتش زد و گفت :
# - 60
" خدا حاجی را بیامرزد ، حالا ک ه گذشت ، ولی خوب کاری نکرد ، ما را توی دغمسه انداخت . خوب ، تو برو
# - 61
، من از عقب میآیم ."
انتخابشده - 62
کسیکه وارد شده بود پیشکار حاجی صمد بود و با گامهای بلند از در بیرون رفت .
# - 63
داش آکل سه گره اش را در هم کشید ، با تفنن بچپقش پک میزد و مثل این بود که ناگها ن روی هوای خنده
# - 64
و شادی قهوه خانه از ابرهای تاریک پوشیده شد . بعد از آنکه داش آکل خاکستر چپقش را خالی کرد . بلند شد
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 61 از «داش آکل» است.