نثر · شماره 116
زود که بلند میشد بفکر این بود که درآمد املاک حاجی را زیادتر بکند . زن و بچه های او را در خانه کوچکتر برد،
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 113
در زندگیش تغییر کلی رخ داد ، از یکطرف خودش را زیر دین مرده میدانست و زیر بار مسئولیت رفته بود ، از
# - 114
طرف دیگر دلباخته مرجان شده بود . ولی این مسئولیت بی ش از هر چیز او را در فشار گذاشته بود - کسی که
# - 115
توی مال خودش توپ بسته بود و از لاابالی گری مقداری از دارائی خودش را آتش زده بود ، هر روز از صبح
# - 116
زود که بلند میشد بفکر این بود که درآمد املاک حاجی را زیادتر بکند . زن و بچه های او را در خانه کوچکتر برد،
انتخابشده - 117
خانه شخص ی آنها را کرایه داد ، برای بچه هایش معلم سر خانه آورد ، دارائی او را بجریان انداخت و از صبح تا
# - 118
شام مشغول دوندگی و سرکشی بعلاقه و املاک حاجی بود.
# - 119
ازین به بعد داش آکل از شبگردی و قرق کردن چهار سو کناره گرفت . دیگر با دوستانش جوششی نداشت
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 116 از «داش آکل» است.