نثر · شماره 138
" شاید مرا دوست نداشته باشد ! بلکه شوهر خوشگل و جوان پیدا بکند _ نه ، از مردانگی دور است _ او
شاعرصادق هدایتاثرداش آکل
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 135
آمده بود . بعلاوه پیش خودش گمان می کرد هرگاه دختری که باو سپرده شده بزنی بگیرد ، نمک بحرامی خواهد
# - 136
بود ، از همه بدتر هر شب صورت خودش را در آینه نگاه میکرد ، جای جوش خورده زخ مهای قمه ، گوشه چشم
# - 137
پائین کشیده خودشرا برانداز میکرد ، و با آهنگ خراشیده ای بلند بلند میگفت :
# - 138
" شاید مرا دوست نداشته باشد ! بلکه شوهر خوشگل و جوان پیدا بکند _ نه ، از مردانگی دور است _ او
انتخابشده - 139
چهارده سال دارد و من چهل سالم است _ اما چه بکنم ؟ این عشق مر ا میکشد _ مرجان _ تو مرا کشتی _
# - 140
به که بگویم ؟ مرجان _ عشق تو مرا کشت ..! "
# - 141
اشک در چشمهایش جمع و گیلاس روی گیلاس عرق مینوشید . آنوقت با سر درد همینطور که نشسته بود
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 138 از «داش آکل» است.