نثر · شماره 140
به که بگویم ؟ مرجان _ عشق تو مرا کشت ..! "
شاعرصادق هدایتاثرداش آکل
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 137
پائین کشیده خودشرا برانداز میکرد ، و با آهنگ خراشیده ای بلند بلند میگفت :
# - 138
" شاید مرا دوست نداشته باشد ! بلکه شوهر خوشگل و جوان پیدا بکند _ نه ، از مردانگی دور است _ او
# - 139
چهارده سال دارد و من چهل سالم است _ اما چه بکنم ؟ این عشق مر ا میکشد _ مرجان _ تو مرا کشتی _
# - 140
به که بگویم ؟ مرجان _ عشق تو مرا کشت ..! "
انتخابشده - 141
اشک در چشمهایش جمع و گیلاس روی گیلاس عرق مینوشید . آنوقت با سر درد همینطور که نشسته بود
# - 142
خوابش میبرد .
# - 143
ولی نصف شب، آنوقتی که شهر شیراز با کوچه های پر پیچ و خم ، باغها ی دلگشا و شراب های ارغوانیش
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 140 از «داش آکل» است.