کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 210

" لو لو لوطی لوطی را شه شب تار میشناسه ."

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 207

    خانه ای نشست ، چپقش را در آورد چاق کرد ، آهسته میکشید . بنظرش آمد که اینجا نسبت به پیش خراب تر

    #
  2. 208

    شده، مردم ب ه چشم او عوض شده بودند ، همانطوریکه خود او شکسته و عوض شده بود چشمش سیاهی

    #
  3. 209

    میرفت، سرش درد میکرد ، ناگهان سایه تاریکی نمایان شد که از دور بسوی او میآمد و همینکه نزدیک شد گفت :

    #
  4. 210

    " لو لو لوطی لوطی را شه شب تار میشناسه ."

    انتخاب‌شده
  5. 211

    داش آکل کاکا رستم را شناخت ، بلند شد ، دستش را به کمرش زد، تف برزمین انداخت و گفت :

    #
  6. 212

    " اروای بابای بیغیرتت ، تو گمان کردی خیلی لوطی هستی ، اما تو بمیری روی زمین سفت نشاشیدی !"

    #
  7. 213

    کاکا رستم خنده تمسخر آمیزی کرد، جلو آمد و گفت :

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 210 از «داش آکل» است.