نثر · شماره 213
کاکا رستم خنده تمسخر آمیزی کرد، جلو آمد و گفت :
شاعرصادق هدایتاثرداش آکل
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 210
" لو لو لوطی لوطی را شه شب تار میشناسه ."
# - 211
داش آکل کاکا رستم را شناخت ، بلند شد ، دستش را به کمرش زد، تف برزمین انداخت و گفت :
# - 212
" اروای بابای بیغیرتت ، تو گمان کردی خیلی لوطی هستی ، اما تو بمیری روی زمین سفت نشاشیدی !"
# - 213
کاکا رستم خنده تمسخر آمیزی کرد، جلو آمد و گفت :
انتخابشده - 214
" خ خ خیلی وقته دیگ دیگه ای این طرفهاپه په پیدات نیست !.. اام شب خاخاخانه حاجی عع عقد کنان است،
# - 215
مک توتو را راه نه نه _"
# - 216
داش آکل حرفش را برید :
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 213 از «داش آکل» است.