نثر · شماره 214
" خ خ خیلی وقته دیگ دیگه ای این طرفهاپه په پیدات نیست !.. اام شب خاخاخانه حاجی عع عقد کنان است،
شاعرصادق هدایتاثرداش آکل
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 211
داش آکل کاکا رستم را شناخت ، بلند شد ، دستش را به کمرش زد، تف برزمین انداخت و گفت :
# - 212
" اروای بابای بیغیرتت ، تو گمان کردی خیلی لوطی هستی ، اما تو بمیری روی زمین سفت نشاشیدی !"
# - 213
کاکا رستم خنده تمسخر آمیزی کرد، جلو آمد و گفت :
# - 214
" خ خ خیلی وقته دیگ دیگه ای این طرفهاپه په پیدات نیست !.. اام شب خاخاخانه حاجی عع عقد کنان است،
انتخابشده - 215
مک توتو را راه نه نه _"
# - 216
داش آکل حرفش را برید :
# - 217
" خدا ترا شناخت که نصف زبانت داد، آن نصف دیگرش را هم من امشب میگیرم ."
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 214 از «داش آکل» است.