نثر · شماره 216
داش آکل حرفش را برید :
شاعرصادق هدایتاثرداش آکل
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 213
کاکا رستم خنده تمسخر آمیزی کرد، جلو آمد و گفت :
# - 214
" خ خ خیلی وقته دیگ دیگه ای این طرفهاپه په پیدات نیست !.. اام شب خاخاخانه حاجی عع عقد کنان است،
# - 215
مک توتو را راه نه نه _"
# - 216
داش آکل حرفش را برید :
انتخابشده - 217
" خدا ترا شناخت که نصف زبانت داد، آن نصف دیگرش را هم من امشب میگیرم ."
# - 218
دست برد قمه خود را بیرون کشید . کاکا رستم هم مثل رستم در حمام قمه اش را بدست گرفت . داش آکل
# - 219
سر قمه اش را بزمین کوبید، دست بسینه ایستاد و گفت :
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 216 از «داش آکل» است.