نثر · شماره 236
احوالپرسی او رفت . سر بالین داش آکل که رسید دید او با رنگ پریده در رختخواب افتاده، کف خونین از دهنش
شاعرصادق هدایتاثرداش آکل
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 233
میریخت . دستش را روی زخم گذاشت ، چند قدم خودش را کنار دیوار کشانید ، دوباره ب ه زمین خورد بعد او را
# - 234
برداشته روی دست بخانه اش بردند.
# - 235
فردا صبح همینکه خبر زخم خوردن داش آکل بخانه حاجی صمد رسید ، ولی خان پسر بزرگش به
# - 236
احوالپرسی او رفت . سر بالین داش آکل که رسید دید او با رنگ پریده در رختخواب افتاده، کف خونین از دهنش
انتخابشده - 237
بیرون آمده و چشمانش تار شده ، ب ه دشواری نفس م ی کشید . داش آکل مثل اینکه در حالت اغما او را شناخت ،
# - 238
با صدای نیم گرفته لرزان گفت :
# - 239
" در دنیا _ همین طوطی _ داشتم _ جان شما _ جان طوطی _ او را بسپرید _ به _ "
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 236 از «داش آکل» است.