نثر · شماره 21
همانطوری که دیده بود از جلو چشمش گذشت . پدر کوفت کشیده پیر که زن جوان گرفته بود و همه بچه های او
شاعرصادق هدایتاثرداود گوژ پشت
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 18
مجرا میشد و یا اقلا مثل اغلب جاها قدغن میکردند تا اشخاص ناقص و معیوب از زناشوئی خودداری بکنند، چون
# - 19
او میدانست که همه اینها تقصیر پدرش است.
# - 20
صورت رنگ پریده ، گونه های استخو انی ، پای چشمهای گود و کبود، دهان نیمه باز و حالت مرگ پدرش را
# - 21
همانطوری که دیده بود از جلو چشمش گذشت . پدر کوفت کشیده پیر که زن جوان گرفته بود و همه بچه های او
انتخابشده - 22
کور و افلیج بدنیا آمده بودند . یکی از برادرهایش که زنده مانده او هم لال و احمق بود تا اینکه دو سال پیش مرد .
# - 23
با خودش میگفت : ‹‹ شاید آنها خوشبخت بوده اند ! ››
# - 24
ولی او زنده مانده بود، از خودش و از دیگران بیزار و همه از او گریزان بودند . اما او تا اندازه ای عادت کرده بود
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 21 از «داود گوژ پشت» است.