نثر · شماره 27
هنگام بازی کز میکرد، گوشه حیاط مدرسه کتاب را میگرفت جلو صورتش و از پشت آن دزدکی بچه ها را تماشا
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 24
ولی او زنده مانده بود، از خودش و از دیگران بیزار و همه از او گریزان بودند . اما او تا اندازه ای عادت کرده بود
# - 25
که همیشه یک زندگانی جداگانه بکند . از بچگی در مدرسه از ورزش ، شوخی ، دویدن ، توپ بازی ، جفتک چهار
# - 26
کش ، گرگم ب ه هوا و همه چیزهائی که اسباب خوشبختی همسالهای او را فراهم میآورد بی بهره مانده بود . در
# - 27
هنگام بازی کز میکرد، گوشه حیاط مدرسه کتاب را میگرفت جلو صورتش و از پشت آن دزدکی بچه ها را تماشا
انتخابشده - 28
می کرد ولی یکوقت هم جدا کار میکرد و میخواست اقلا از راه تحصیل بر دیگران برتری پیدا بکند، روز و شب
# - 29
کار میکرد آنهم برای اینکه از روی حل مسئله ریاضی و تکلیفهای او رونویسی بکنند . اما خودش میدانست که
# - 30
دوستی آنها ساختگی و برای استفاده بوده در صورتیکه میدید حسن خان که زیبا ، خوش اندام و لباسهای خوب
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 27 از «داود گوژ پشت» است.