نثر · شماره 46
صورت او کشیده میشد میخواست عقیده دیگران را درباره خودش بداند.
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 43
چون هر کسی میخندید یا با رفیقش آهسته گفتگو مینمو د گمان میکرد راجع ب ه اوست ، دارند او را دست
# - 44
میاندازند. با چشمهای میشی رک زده و حالت سختی که داشت گردن خود را با نصف تنه اش بدشواری بر
# - 45
میگردانید، زیر چشمی نگاه تحقیر آمیز میکرد رد میشد . در راه همه حواس او متوجه دیگران بود همه عضلات
# - 46
صورت او کشیده میشد میخواست عقیده دیگران را درباره خودش بداند.
انتخابشده - 47
از کنار جوی آهسته میگذشت و گاهی با ته عصایش روی آب را میشکافت ، افکار او شوریده و پریشان بود . دید
# - 48
سگ سفیدی با موهای بلند از صدای عصای او که ب ه سنگ خورد سرش را بلند کرد و به او نگاه کرد مثل چیزیکه
# - 49
ناخوش یا در شرف مرگ بود، نتوانست از جایش تکان بخورد و دوباره سرش افتاد به زمین او به زحمت خم شد
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 46 از «داود گوژ پشت» است.