کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 73

آن زن لبخند زد جواب داد : - منکه شما را نمی بینم ، چشمهایم درد میکند ! آهان داود ! _ داود قوز _ ( لبش را

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 70

    داود از این جمله آخر چیزی دستگیرش نشد و مقصود آن زن را نفهمید . اما چنین انتظاری را هم نداشت . مدتها

    #
  2. 71

    بود که هیچ زنی با او حرف نزده بود ، دید این زن خوشگل است.

    #
  3. 72

    عرق سرد از تنش سرازیر شده بود به زحمت گفت : نه خانم من هوشنگ نیستم . اسم من داود است.

    #
  4. 73

    آن زن لبخند زد جواب داد : - منکه شما را نمی بینم ، چشمهایم درد میکند ! آهان داود ! _ داود قوز _ ( لبش را

    انتخاب‌شده
  5. 74

    گزید ) میدیدم که صدا به گوشم آشنا میآید . منهم زیبنده هستم مرا میشناسید ؟

    #
  6. 75

    زلف ترنا کرده او که روی نیم رخش را پوشانیده بود تکان خورده ، داود خال سیاه گوشه لب او را دید از سینه

    #
  7. 76

    تا گلوی او تیر کشید ، دانه های عرق روی پیشانی او سرازیر شد ، دور خودش را نگاه کرد کسی نبود . صدای

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 73 از «داود گوژ پشت» است.