نثر · شماره 39
اگر حاضر بشه که با من زندگی بکنه البته که می گیرمش . چیزی که هس مخارجش زیاد میشه . هر شب که با »
شاعرصادق هدایتاثردون ژوان کرج
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 36
یکسال بود او نو از دور دوستش دا شتم ولی جرات نمی کردم عشق »: مآب و دولتمند است و تکرار میکرد که
# - 37
«! خودم رو بهش اظهار بکنم، تا اینکه همین اواخر یه طوری پیش آمد کرد که بهم رسیدیم
# - 38
«؟ عاشق موقتی یا خیال داری بگیریش »: من پرسیدم
# - 39
اگر حاضر بشه که با من زندگی بکنه البته که می گیرمش . چیزی که هس مخارجش زیاد میشه . هر شب که با »
انتخابشده - 40
هم به کافه میریم ده پونزده تومن رو دسم میگذاره . اما من از زیر سنگم که شده پیدا میکنم . اگه شده هفت در رو
# - 41
بیه دیگ محتاج بکنم مخارجش رو در میارم . چیزی که هس ، روی اصل عاشقیس بشرط اینکه از همیه روابط
# - 42
سابق خودش دس بکشه میدونی بردمش منزلمون به مادرم معرفیش کردم . مادرم گفت . بیا تو خونیه ما بمون .
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 39 از «دون ژوان کرج» است.