نثر · شماره 54
قرار مان برای صبح شد.
شاعرصادق هدایتاثردون ژوان کرج
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 51
«. صبح ساعت ۹ دم دروازه قزوین هستم، از اونجا راه میافتیم »
# - 52
«. منم میام _ درست سر ساعت ۹ با هم میریم . پس من میرم بضعیفه خبر بدم که خودش رو آماده بکنه »
# - 53
من از این اظهار صمیمیت ناگهانی و دروغ و دونگهائی ک ه برا یم نقل کرد تعجب کردم . بالاخره از هم جدا شدیم و
# - 54
قرار مان برای صبح شد.
انتخابشده - 55
فردا صبح سر ساعت ۹ حسن با معشوقه اش آمدند . خانم مثل نازنین صنم توی کتاب بود : لاغر، کوتاه ، مژه های
# - 56
سیاه کرده، لب و ناخن های سرخ داشت . لباسش از روی آخرین مد پاریس بود و یک انگشتر برل یان بدستش
# - 57
میدرخشید و مثل این که خودش را برای مهمانی شب نشینی آراسته بود . همینکه خانم اتومبیل فرد کهنه رادید
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 54 از «دون ژوان کرج» است.